ساکت و بی ریا
نگاهم به انتها
انتهایی مبهم
در دل تاریکی شب
سکوت پروانه ها
صدای گنگ جیریرکها روی شاخه ها
در مسیر کوچه های تنگ پر درخت تنیده در هم
نگاهم به دور دست
ولی روشنی نیست هویدا
چگونه نشکنم و بگذرم از خاطرها
چگونه یابم راه درست از بیراهه را
خدای قادر توانا
باش تو راهنما
نمایان کن ثواب ازخطا
گیر دست من نابینا و گذر از کوچه تنهایها
بمان در کنارم و کمکم کن مرا
ثانیه ها در گذرومن نگران
ولی نه اوست حتما حامی و همراه اشاله
ما را در سایت آسمان من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: behzad
بازدید: 144